تبليغاتX
نوشته ای از تصویر
 

گل سرخ

 

برای شرکت در ِیک کنگره ادبي، از نيويورک به شيکاگو پرواز مي کردم.ناگهان مرد جواني در راهروی هواپيما ايستاد و گفت: دقيقا دوازده داوطلب مي خواهم، که پس از فرود، هر کدام يک گل سرخ در دست بگيرند. چند نفر از مسافران دست هاشان را بالا گرفتند. من هم دست ام را بالا بردم، اما انتخاب نشدم. با این وجود مي توانستم آن گروه را همراهي کنم. پس از فرود، مرد جوان با دختر جواني در فرودگاه اوهار ملاقات کرد. مسافران، یکی پس از دیگری، شاخه های گل سرخ شان را به دختر جوان تقدیم کردند. سرانجام پسر جوان از دختر تقاضای ازدواج کرد... و او هم پذیرفت.

يکي از ماموران پرواز به من گفت: از وقتی این جا کار می کنم، این رویداد رمانتیک ترین حادثه ای است که در این فرودگاه رخ داده است.

 

 

 

"پائولو کوئلیو"

 

 


 

نوشته شده توسط آزاده مظاهری در شنبه بیست و نهم تیر 1387 ساعت 22:19 موضوع از " پائولو کوئلیو " | لینک ثابت


ولادت امام علی (ع)

 

 

ولادت با سعادت " حضرت علی (ع) " را به تمام شيعيان جهان تبريک و تهنيت عرض می کنم و همچنين روز " پدر " را به تمام پدران خوب تبريک مي گويم.

 

* یاد خدا درمان دردهای نفس هاست.

* نماز پناهگاهی در برابر حمله های شیطان است.

* چه اندازه انسان هایی که به خاطر زبان نابود شده اند.

* فکر کردن به کار خیر آدمی را به انجام آن می کشاند.

* کسی که صبر پیشه کند مصیبت بر او آسان می شود.

* هدایت یافت کسی که ایمانش را خالص ساخت.

 

 

امام علی (ع)

 


 

نوشته شده توسط آزاده مظاهری در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 ساعت 9:43 موضوع | لینک ثابت


عوض کردن قالب

 

قالبش رو عوض کردم. خوب شده ؟ من که خوشم اومده !

رنگ سبز مثل سبز بهار .

سعی کنیم مثل بهار همیشه سبز باشیم و شاد.

 

 


 

نوشته شده توسط آزاده مظاهری در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 ساعت 9:55 موضوع | لینک ثابت


هیچ !

 

دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچند

ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ

.

.

پدر بزرگ، مادر بزرگ، پدر، مادر، خواهر، برادر، دوستان، فامیل ها، همسایگان، همکاران همه و همه و همه در یک جا جمع هستیم ولی در مقابل خدا هیچیم !!

یک نقطه کوچک در مقابل دایره بزرگ که هیچ می شود...

 

 


 

نوشته شده توسط آزاده مظاهری در دوشنبه هفدهم تیر 1387 ساعت 11:59 موضوع | لینک ثابت


کوتاه ولی عمیق

 

همواره بیاد داشته باشید آخرین كلید باقیمانده، شاید بازگشاینده قفل در باشد.


 

نوشته شده توسط آزاده مظاهری در یکشنبه نهم تیر 1387 ساعت 13:17 موضوع از " کوتاه ولی عمیق " | لینک ثابت


گذر زمان

 

...


 

نوشته شده توسط آزاده مظاهری در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387 ساعت 1:0 موضوع | لینک ثابت


یک تجربه دیگر...

 

دو مرد در کنار درياچه اي مشغول ماهيگيري بودند. يکي از آنها ماهيگير با تجربه و ماهري بود اما ديگري ماهيگيري نمي دانست .

هر بار که مرد با تجربه يک ماهي بزرگ مي گرفت، آنرا در ظرف يخي که در کنار دستش بود مي انداخت تا ماهي ها تازه بمانند، اما ديگري به محض گرفتن يک ماهي بزرگ آنرا به دريا پرتاب مي کرد .

ماهيگير با تجربه از اينکه مي ديد آن مرد چگونه ماهي را از دست مي دهد بسيار متعجب بود. لذا پس از مدتي از او پرسيد :

- چرا ماهي هاي به اين بزرگي را به دريا پرت مي کني ؟

مرد جواب داد : آخر تابه من کوچک است !

 

گاهي ما نيز همانند همان مرد، شانس هاي بزرگ، شغل هاي بزرگ، روياهاي بزرگ و فرصت هاي بزرگي را که خداوند به ما ارزاني مي دارد را قبول نمي کنيم. چون ايمانمان کم است .

ما به يک مرد که تنها نيازش تهيه يک تابه بزرگتر بود مي خنديم، اما نمي دانيم که تنها نياز ما نيز، آنست که ايمانمان را افزايش دهيم.

 

________________.###*
_____________.*######
_____________*######
___________*#######
__________*########.
_________*#########.
_________*######*###*
________*#########*##
_______*##########* *#
_____*###########_____*
____############
___*##*#########
___*_____########
__________#######
___________*######
____________*#####*
______________*####*
________________*###*

_____ ___________*##*
__________________*##.
_____________________*##.
______________________.##.
_____________________.###.
___________________.######.
__________________.##*___*##.
 

 

 


 

نوشته شده توسط آزاده مظاهری در چهارشنبه یکم خرداد 1387 ساعت 2:8 موضوع | لینک ثابت


محبت

 

 

 

" اچ. بلومفیلد " خبردار شد که پدرش ناگهان در بیمارستان بستری شده است:

وقتی به نیویورک می رفتم، فکر می کردم فرصتی پیش آمده تا این سفر با سفرهای دیگرم متفاوت باشد. همیشه می ترسیدم ابراز احساسات کنم، همیشه می خواستم فاصله محتاطانه ای را که پدرم با من ایجاد می کرد، حفظ کنم. وقتی او را در بستر بیماری ، و بدن اش را پر از لوله های گوناگون دیدم، در آغوش اش گرفتم. شگفت زده شد. از او خواهش کردم: بابا، تو هم من را بغل کن. او مرا تربیت کرده بود و می گفت یک مرد هرگز احساسات خود را نشان نمی دهد. اما اصرار کردم. بابا دست هایش را بالا برد و در آغوشم کشید. در آن جا، من بودم که از پدرم می خواستم نشان بدهد چه قدر دوستم دارد- هر چند پیش از این می دانستم-.

دست هایش را روی سرم احساس کردم و – برای نخستین بار – واژه هایی را شنیدم که از قلب اش بر می آمد، هر چند هرگز از لبانش خارج نشد. گفت: دوستت دارم. و لحظه ای که شهامت نشان دادن عشق اش را یافت، میل خود را به زندگی نیز بازیافت.

 

پائولو کوئلیو/ دومین مکتوب


 

نوشته شده توسط آزاده مظاهری در جمعه بیستم اردیبهشت 1387 ساعت 18:42 موضوع | لینک ثابت


مواظب... !

 

مراقب افكارت باش كه گفتارت ميشود.

مراقب گفتارت باش كه رفتارت ميشود.

مراقب رفتارت باش كه عادتت ميشود.

مراقب عادتت باش كه شخصيتت ميشود.

مراقب شخصيتت باش كه سرنوشتت ميشود!

 

 حضرت علی (ع)


 

نوشته شده توسط آزاده مظاهری در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 19:59 موضوع از " حضرت علی (ع) " | لینک ثابت


بدون شرح

 

 

 


 

نوشته شده توسط آزاده مظاهری در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387 ساعت 22:10 موضوع | لینک ثابت


ذکر خدا

 

شنبه : یا رب العالمین

یکشنبه: یا ذوالجلال والاکرام

دوشنبه: یا قاضی الحاجات

سه شنبه: یا ارحم الراحمین

چهارشنبه: یا حی یا قیوم

پنج شنبه: لااله الاالله الملک الحق المبین

جمعه: اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم

 

( هر کدام صد مرتبه )

 


 

نوشته شده توسط آزاده مظاهری در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 ساعت 19:39 موضوع از " دعا ها " | لینک ثابت